کاش...
شهریست در خموشی و
دیوارهای شهر
گشتند تکیه گاه من هرزه گرد مست
با خویشتن به زمزمه ام این حدیث را؛
یا هست آنچه نیست
و یا نیست آنچه هست
داغم به لب ز بوسه یک شب که شامگاه
زخمی نهاد بر دلم و
آشنا شدیم
با یک نگاه عهد ببستیم و او مرا
نشناخت کیستم !
سپس از هم جدا شدیم
شهریست در خموشی پرهای یک کلاغ
بر پشت بام کلبه ی متروک ریخته
یخ بسته است، گربه سر ناودان کج
مردی به راه مرده و
مردی گریخته
چه تلاش بیهوده ای است زیستن وقتی برای رهایی از نام و ننگ باشد.هرچه هست(شد)از قامت ناساز کج اندام ماست.گمان نمیکردم اینقدر دلبسته شده باشد که دوری من از او موجب غصه و ناراحتی و ناله و نفرینش شده باشد.او پاک بود و بی آلایش.دختری همسان خود باید پیدا میکرد.هنوز هم دوستش دارم ولی زندگی فراتر از عشق است و آتش عشق هرقدر هم شعله ور باشد با اولین طوفان دهشتناک زندگی خاموش خواهد شد.
محمد این را بپذیر که من و تو وصله ی مناسبی برای یکدیگر نبودیم.باور کن-ومیدانم که میدانی-که من عاشقت بودم و -هستم - و هنوز به یادتم ولی هیچگاه نمیتونستم همسر مناسبی برای تو باشم.در خلوص محبت تو شکی نبود اما مهم این بود که من لایق تو نبودم.
من از لحاظ ظاهری و باطنی اونی نبودم که تو بخوای.من چادر نمیپوشم -بگذر که حالا گاهی به سر میکنم-و تو هم حتی توان اداره ی یه زندگی ساده رو نداشتی- اینو قبول کن -حالا گیرم که منم صبر میکردم که تو شرایطو فراهم میکردی روزگار هیچوقت نذاشته عاشقها و معشوقها به هم برسند.تا اون وقت ۱۰۰۱ مسئله ممکن بود پیش بیاد.در ضمن تو باید با کسی عهد همسرس میبستی که شایسته تو و خانوادت باشه.حتی خانواده هامون هم متفاوت بودن.!!!
منم هیچی نشده جدا شدم.امسال عید تلخی رو میخوام آغاز کنم.برای کل فامیل اینطوره.مرگ عمه شمسی طلاق محمد و افسانه جدایی زود هنگام من در دوران نامزدی تصادف کردن بابام...خلاصه اوضاع خیلی ابریه.
من دوستت داشتم و دارم.(میدونم که میدونی راست میگم.)هوس هم نبود.این مزخرفیه که محمد میگه!یه عشق پاک بود.خودت خواهر داشتی و میدونی که هیچ دختری حاضر نیست به راحتی گرد بی عفتی به دامنش بشینه بنابراین من از ته قلبم دوستت داشتم که من!!!پیشقدم ایجاد رابطه شدم.هرچند به ازدواج با تو فکر میکردم ولی هرچه پیش رفت دیدم نه!من و تو به هم نمیخوریم ولی دیگه خیلی دیر شده بود و تو کاملا وابسته شده بودی.طبیعی بود هر رابطه ای که یه مدت ادامه پیدا کنه احساس علاقه به طرف مقابل پیش میاد اما تو بگو من باید چه میکردم.؟.
خیلی خسته ام.دلتنگم.حالم خوش نیست.هر شب خوابهای بد میبینم.کاش مثل سابق برام دعا میکردی
سر نمازهام برای موفقیتت دعا میکنم.
بای!!


دختري بود نابينا

11.jpg)